تبلیغات
سما 7 - شعرهای کوتاه

مرجع کد و ابزار وب

ابزار ساخت کد پاپ آپ نیو تب



سما 7

. . . و خدای که در این نزدیکی است

شعرهای کوتاه

 

زرد است که لبریز حقایق شوده است

تلخ است که با درد موافق شده است

عاشق نشدی وگر نه میفهمی

پاییز بهاریست که عاشق شده است

...

بعد از این هم آشیانت هرکس است

باش با او یاد تو ما را بس است

...

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد

خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

...

آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت

عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت

...

ای که با من کج با خود کج با خلق جهان کج

آخر قدمی راست بکن ای همه جا کج

...

چون باد بهار عشق جنبان گردد

هر شاخ که خشک نیست رقصان گردد

...

عشق یعنی استخوان یک پلاک

سالهای تنهای تنها زیر خاک

...

زغم کسی هلاکم / که زمن خبر ندارد

عجب از محبت من / که در او اثر ندارد

...

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شود

طلب عشق زهر بی سرو پائی نکنیم

...

منم عاشق مرا غم سازگار است

توی معشوق تو را با غم چکار است

...

مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم

به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم

چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل ازوفا کردن

مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم

...

شمع سوزان توام اینگونه خاموشم نکن

گرچه دور افتاده ام اما فراموشم نکن

...

مهرت ای دوست زمانی زدلم پاک شود

که همه پیکر من زیر زمین خاک شود

...

آپارار قطارمنی ،تیتردیب اتارمنی

دوستن وفاسی اولسا آخدارب تاپرمنی(ترکی)

...

سکوتم را به باران هدیه کردم

تمام زندگی را گریه کردم

نبودی در فراق شانهایت

به هر خاکی رسیدم تکیه کردم

...

دلم بهانه می کند طلوع دیدن تو را

تا به کجا دلم کشد حسرت دیدن تورا

...

ای زندگی باور نکن دیگر تورا باور کنم

این عمر باقی مانده را در پای تو پرپر کنم

ای زندگی نفرین کن مرا

گر بعد از این با یار دیگر سر کنم

...

ترسم آخر از عشق تو دیوانه شوم

بی خود از خود شوم راهی میخانه شوم

انقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب

نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب

...

گویند کریم است گنه می بخشد

گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم

...

در دیاری که نیست کسی یار کسی

کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی

...

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق میشود

عاقبت یک روز غربی ترین دل نیز عاشق میشود

عهد میبندم زمانی که نه دور است نه نزدیک

مهربانی حاکم کل مناطق میشود

...

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم زبی آبی

ولی با منت و خاری پی شبنم نمیگردم

...

صبوری گر شود خالی جدا از پیمانه میگردد

به وقت تنگ دستی آشنا بیگانه میگردد

...

این جسم من از خاک است

از خاک شود روزی

این خط من از کاغذ

هم پاک شود روزی

هر کس که مرا داند

این خط مرا خواند

شاید که به یاد من

افسرده شود روزی

...

در حقیقت قرب و بعد مردم دنیا غلط

آشنایی ها غلط ناآشنایی غلط

دفتر اوراق گیتی را ورق زدم

خط غلط ، املاء غلط، انشاء غلط،امضاء غلط

...

در سکوت دادگاه سرنوشت

عشق بر ما حکم سنگینی نوشت

گفته شد دلداده ها از هم جدا

وای بر این حکم و این قانون زشت

...

روزگار هر سو که میخواهد برود راه ما جداست

آسمان هر جا که میبارد ببارد چتر ما خداست

...

به درد هم اگر خوردیم قشنگ است

یه شانه یار هم بودیم قشنگ است

در این دنیا که پایانش به مرگ است

برای هم اگر مردیم قشنگ است

...

دلخوش به سکه های قلک بودیم

دنبال آرزوهای کوچک بودیم

رویای بزرگ شدن خوب نبود

ای کاش همیشه کودک بودیم

...

چرا غم ها نمی دانند که من غمگین ترین غمگین شهرم

بیا ای دوست با من باش که که من تنهای تنهای این شهرم

...

شانهایت را برای با تو بودن دوست دارم

تنهایی را برای با تو بودن دوست دارم

...

 

قالب : پیچك